ترکیبی از یک بزرگداشت دیگر با چاشنی اتوبیوگرافی

 

این وبلاگ در مرحله گذار است

.

همانطور که من!

.

گاهی دوست دارم در هنگام معرفی

به طرف به جای اینکه مثلا بگویم  سپنتا هستم

بگویم

می توانی مرا یک روز بارانی صدا کنی

براتیگان را فرا بخوانم

تا نام جدیدی رویم بگذارد

.

این وبلاگ

در مرحله گذار است

.

می خواهد پوست بیاندازد

یا

شاید پروانه شود

.

شاید هم فقط لاف می زند و هیچ پخی نشود

و در بدترین حالت

شاید بمیرد

.

*Richard Brautigan

 

 

بزرگداشت1

 

اولین بار که شناختمش

۳سال پیش بود

.

او

آن زمان

۳ از من بزرگتر بود

.

حالا اما

همسنیم

سال بعد

او یک سال از من کوچکتر خواهد شد

.

از همین می ترسم

.

*Amelie Poulain