پدرش او را به این نام صدا کرد
باد
لبخند زیبایی داشت
از همان بار اول
.
باد
آرام بود
طوفان نبود
باد بود
نسیم هم نبود
باد بود
.
باد
در یک غروب بهاری وزید
+ نوشته شده در شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 21:16 توسط سپنتا قاسمخانی
|
باد
لبخند زیبایی داشت
از همان بار اول
.
باد
آرام بود
طوفان نبود
باد بود
نسیم هم نبود
باد بود
.
باد
در یک غروب بهاری وزید
آپارتمان خاک گرفته
متعلق به دهه شصت خورشیدی
شاید در یکی از خیابان های مرکز شهر
.
عادت دارم تو را در تنالیته خاکستری ببینم
.
پنجره های همیشه بسته
اتاق دود گرفته
شاید
.
غیر منتظره ترین اتفاقی همیشه
.
کتاب ها
از زمانی که کودک بودی
کاغذ ها
همه زرد شده
شکننده
مثل زندگی امروز همه ما
.
مهربانی؟
آری
.
لابه لای پیچک ها پر از مارمولک بود
هست؟
.
شاید