ما با خودمان لج کردیم؟
آن تکه ژامبون صورتی را یادت هست؟
ته آن کوچه عجیب
پشت میز های کافهء دوست داشتنی
.
کاغذ جلوی تو بود
و سعی می کردی خطوط چهره ام را رویش ثبت کنی
.
آن روز خندان بودم
لباس تو هماهنگی عجیبی با آن تکه ژامبون داشت
.
کاغذ را مچاله کردی
و حالا
امشب
به من می گویی شکسته شدی!
.
تقصیر توست
که آن روز
آن روز که می خندیدم
چهره ام را ثبت نکردی
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 23:32 توسط سپنتا قاسمخانی
|