اصلا تو مرا می شناسی؟
همیشه دوست داشتم از تو طلب یک گوله برف بکنم
و تو
روز بعد
با لیوانی آب به دیدارم بیایی
.
افسوس
که تو
در جنگل های شمالی
آتش روشن می کنی
و
گاهی
فراموش می کنی خاموششان کنی
.
فاجعه به بار آوردی
در واقع
فاجعه به بار آمده بود
در همان عصر بهاری
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 13:18 توسط سپنتا قاسمخانی
|