و ناگهان یک روز...
با تو راحتم رفیق
با من راحت باش
.
می بینی؟
می فهمی؟
که چقدر دیر فهمیده می شوم؟
می بینی؟
می فهمی؟
که چقدر دیر قدرم را می دانند؟
می بینی؟
می فهمی؟
که آن وقت که لازم است دیده نمی شوم؟
.
.
با تو راحتم رفیق
با من راحت باش
+ نوشته شده در شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 0:43 توسط سپنتا قاسمخانی
|