همه چیز ریشه در گذشته دارد
خانه
در طبقه دوم قرار داشت
با
دو پنجره
.
در طبقه اول
یک مغازه خرت و پرت فروشی بود
از همان ها که زن می توانست ساعتها در آن پرسه زد بدون حس کردن گذر زمان
.
در طبقه دوم
با دو پنجره
دو نفر زندگی می کردند
و
مرد
عاشق رنگ زرد بود
زن
از کودکی تکه های لباسهای زردش را ماه به ماه می شمرد
.
+ نوشته شده در دوشنبه ۶ دی ۱۳۸۹ ساعت 22:23 توسط سپنتا قاسمخانی
|