ما برای سلام به بدرقه یکدیگر رفتیم...که دیگر هرگز تکرار نشد
هر بار
ترافیک را به جان می خرم
و راهم را به مسیر بالای تپه کج می کنم
بلکه درست در همان لحظه تو برای یک تاکسی دست تکان دهی
و من تصور کنم که برای بدرقه من آمدی
و با شوق برایت دست تکان دهم و دور شوم
.
آخرین تصویر تو
در ذهن من
.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۸ ساعت 23:38 توسط سپنتا قاسمخانی
|